تبليغاتX
وبلاگ شخصی علی اصغر محمدامینی - اعتیـاد یا اعتـراض –به قلم علي اصغرمحمداميني
بیان دیدگاه های اجتماعی,فرهنگی,سیاسی و اقتصادی

در غروب پنج شنبه ای اوایل دی ماه امسال در جلسه ای در سالن حضرت زینب محلات شرکت کردم جلسه ای که در این مکان تحت عنوان جلسات باز گروه معتادان گمنام (NA) در اولین پنج شنبه هر ماه شکل می گیرد. قبلاً هنگامی که عضو شورای شهر بودم به جهت کمک در راه اندازی این گروه در جلسات کوچک آنان شرکت کرده  و با رویه های موجود و آموزشهای آنان تا حدودی آشنا بودم اما این بار موضوع کمی متفاوت بود. هم مردان و هم زنان در این جلسه شرکت کرده بودند البته افراد غیر معتاد هم در جلسه حاضر بودند(اگر چه تعدادشان کم بود). اولین نکته ای که توجه مرا به خودجلب کرد تعداد زیاد حاضران بود به گونه ای که سالن تقریباً پر بود. همچنین دیدن این صحنه برایم جالب بود که تعداد زیادی انسان به راحتی به معتاد بودن خود  اعتراف کرده و خود را بیمار می دانستند نه مجرم ... .

اما نکته حائز اهمیت این است که چرا آمار این بیماران در کشور و به تبع آن شهر کوچکی همانند محلات- که هنوز هم تاحدودی ساختار مذهبی و سنتی خود را حفظ کرده-تا این حد افزایش یافته است؟ در ذهن خود دلایل متعددی را لیست کردم به یاد دوران جوانیم و شرایط محیط اجتماعی آن عصر افتادم و ...

 اگر در سطح کلان به موضوع نگاه کنیم بايد بتوانيم به اين پرسش پاسخ دهيم كه چرا بسیاری از جوانان این مرز و بوم برای تباهی و نابودی جوانی شان سبقتی دیوانه وار را شروع کرده اند؟. در دوران دانشجوئی در نوشته های برخی از مقاله نویسان هشداری را می دیدم که الان برایم ملموس تر شده . آنروز آنان تلاش می کردند که این نکته را القا کنند که هروئین جای کتاب را برای نسلی که می تواند شورشگر باشد گرفته است اما امروز شاید بتوان به آن دوران حتی غبطه خورد زیرا مواد افیونی جدید با جوانان کشورمان آنی می کند که هروئین در برابرش هیچ است. به راستی چرا فرزندان کورش کبیر که در دعای ماندگارش ما را از دروغ، جنگ و خشکسالی نزد اهورا مزدا شفاعت کرده بود باید کارشان بدینجا بکشد.

پاسخ به این امر نباید چندان کار سختی باشد از منظر جامعه شناختی می توان پاسخ هایی برای این وضعیت یافت که تلاش می کنم به برخی از آنها مختصراْ اشاره  کنم:

1ـ نسل جوان ایران امکان تخلیه انرژی های جوانی را ندارد جامعه با اهرم های شرع و هنجارها که بسیار قدرتمند هستند جلوی انحرافات اخلاقی او را می گیرند آنها تنها به او دیکته می کنند که چه نباید بکند هر چند در ارائه مدلی برای همراه شدن ناتوانی بروز می دهند نسل امروز خسته از نصیحت و ارشاد و وعظ مقاومت منفی می کند مقاومت منفی منجر به تخلیه انرژی در مسیرهای پنهان می شود در جامعه ای که هر روز با اجرای طرحهای مختلف حتی در گردش تفریح و شکل ظاهری آدمیان بخشنامه و دستورالعمل های متفاوت صادر می شود جامعه گریزی تشدید شده و انرژی های طبیعی نسل جوان تخلیه نمی گردد بلکه بیشتر سرکوب می شود بی دلیل نیست که امروز مصرف داروهای روانی و عصبی دامن درصد بالایی از جامعه ایران را گرفته است.

2ـ در جامعه ای که امید اجتماعی پایین تر از امید فردی است فرصت های زندگی و امید به آینده در آن جامعه به شدت رنگ می بازد در این حالت یاس و ناامیدی شدید بر فرد غلبه کرده و بستر لازم برای سرخوردن در این وادی بیرحم تسهیل می گردد.

3ـ در جامعه ای که فرد نمی تواند امیدوار به تغییر شرایط شود علاقمند به تغییر طبقه اجتماعی خود میشود و از آنجائیکه این امر نیز غیرممکن و تنها می توان آنها را در عالم فیلم و سریال....مشاهده کرد لذا شکستهای زندگی فردی میل به فراموشی رفتار را تجدید می کند.

4ـ تاریخ نشان داده است که هر گاه جامعه ایرانی از تاثیر در حوزه های سیاسی و اجتماعی خویش ناتوان شده است به خود ویرانگری و انزوا طلبی بی رحمانه ای روی آورده است. ناامیدی از تغییر شرایط بیرونی آنها را به صوفی گری و عرفان منفی و گریز از دنیا سوق داده و این امر زمینه ساز بسیاری از آسیبهای اجتماعی گردیده است.

5ـ به این عوامل بایستی هزینه های بالای کار سیاسی برای جوانان نیز افزوده گردد. لذا انرژی موجود در محافل جوان کشور دچار انباشت منفی شده و به حوزه های درون نهان سرازیر می گردد. در این وضعیت فرد به جای تغییر بیرون به فکر تغییر درون می افتد.

در پایان به نظر می رسد که جوان ایرانی دست به اعتراض زده است اما این اعتراض سفید است جوان ایرانی نه علیه شرایط بیرونی خویش که علیه خویشتن اعتراض و شورش کرده است در جامعه شناسی چنین خود ویرانگری فزاینده ای را «شورش سفید»  گویند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت 21:10  توسط خودم  | 

POWERED BY: BLOGFA.COM